بد قولی | بلاگ

بد قولی

تعرفه تبلیغات در سایت
بد

خیلی بی پولی آزارم میده..قبلنا همیشه امیدوار بودم ک حمید ترک میکنه و وضعمون خوب میشه...قسطای واممون تموم میشه..زمینمون رومیفروشیم وبا وام دوباره خونه میخریم...ینی اینا وعده های حمید بود که همش میگفت صبر کن همه چی درست میشه...ولی الان ۱۴ماهه حمید پاکه واممون هم تموم شدن.وامایی با قسطای سنگین حدود ۴میلیون...حتی رفتیم چندتا خونه هم دیدیم ولی سربزنگاه حمید گفت من زمینمو نمیفرشم و میخام کارگاهش کنم تا گرونتر بخرن.گفت زمین تورو بفروشیم که من اولش راضی نبودم نمیخاستم زیر منت آقا برم ولی بعدم که راضی شدم کسی زیر بار این زمین نمیره چون نه پهنای خوبی داره نه جاش زیاد مناسبه(این زمینو چند سال پیش بابام بهم داد گفت بسازین ولی ما وامی که برای ساختش گرفتیم رو مغازه زدیم وبعدهم دیدیم کوچشو دوست نداریم و دیگه سراغش نرفتیم)بهر حال حسابی نا امید شدم.ی مختصر امیدی دارم که اونم مهلتش تا سه روز دیگس...آخه نذر کردم ۲۸صفر پارسال که گفته بود هرکی این نذرو بکنه تا سال دیگه خونه دار میشه و سه روز دیگه ۲۸صفره..تازه واممون رو هم حمید گرفت و باهاش نصف مغازه ای که برای کار اجاره کرده بود رو خرید وبازهم شروع شد...بیخونه بودن و بی پولی وقسطای سنگین وام...حمید حتی ب قولی که داده بود عمل نکرد...قول داد اضافه پول وام رو پول پیش بدیم و فعلا بریم اجاره نشینی...چن روز پیش به مادر شوهرم گفتم سر سوزنی از دست حمید رضایت ندارم...

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آبان ۱۳۹۶ساعت 15:27  توسط خاطره  | 

...
نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : يکشنبه 10 دی 1396 ساعت: 5:40